شروع خاطرات
سلام پسر مامانی خاله مریمی دوست مامان زحمت کشید وبلاگ برای شما درست کرد. مثل پسر دوست داشتنیش محمد مانی عزیز. شما تا دو روز دیگه می ری تو هفت ماه البته تو شکم مامان. به امید خدا بتونم خاطرات این سه ماه آینده رو برای قند عسلم تعریف کنم. اینو می دونی که شما نوه ی اول خانواده ی مامانی هستی. و برای همه عزیزی و از طرف خانواده ی باباجون هم اولین نوه پسری هستی البته بعد از صدف جون(دختر عمه ات) شما دوم می شی. از این به بعد از خدا می خوام که همه روزهامون خوش باشه . من شما رو زودتر ببینم. چون خیلی دوست دارم ببینم چه جوری هستی. دوستت داریم . من و باباجون که عاشقت هستیم. باز هم از خاله مریم جون ممنو...


